|
۩►♥*جدایی ها►♥*۩ از حضور شما در وبلاگ عشق و نفرت صمیمانه ممنونم درباره عشق ![]() مترسک ناز می کند کلاغ ها فریاد می زنند و من سکوت می کنم.... این مزرعه ی زندگی من است خشک و بی نشان چه زود فراموش می شوم انگار سالهاست که من مرده ام اما هنوز ذهن زخمی ام یاد تو را نشانه می رود وبلاگ عشق و نفرت ، وبلاگی با خاطرات خوب و بد_ به حضورشما و دلگرمیتان نیازمند است آخرین گفته ها آرشيو وب
جمعه 1392/02/13 :: 11:44 :: عاشق : yaser
غزل پوش تن پس کوچه ها در غربت آواز
بخوان از التهاب خاک برای آخرین آغاز
نمی آیی و شهر من
بدون عشق تاریک است
بگو تا کی..
بگو تا کی
بگویم عشق نزدیک است؟!
میان شهر بی باور
من سرگشته را دریاب
که من بیدار بیدارم
نه با افسانه ای در خواب
در این شبهای تاریخی
تو پنهانی و تابیدی
حقیقت را نمایان کن
که تو....
پایان تردیدی !!
غزل پوش تن پس کوچه ها در غربت آواز
بخوان از التهاب خاک برای آخرین آغاز
نمی آیی و شهر من
بدون عشق تاریک است
بگو تا کی..
بگو تا کی
بگویم عشق نزدیک است؟!
عشق نزدیک است...نزديك نزديك
برچسبها: عشق, عشق تاریک وقتی که دیگر نبود ، من به بودنش نیازمند شدم. وقتی که دیگر رفت ، من در انتظار آمدنش نشستم. وقتی که دیگر نمی توانست مرا دوست بدارد ، من او را دوست داشتم. قتی که او تمام کرد ، من شروع کردم . وقتی او تمام شد ، من آغاز شدم . و چه سخت است تنها متولد شدن مثل تنها زندگی کردن مثل تنها مردن … ![]() برچسبها: نیاز دوشنبه 1391/11/09 :: 1:14 :: عاشق : yaser
کي اشکاتو پاک ميکنه شونه کي برگ ريزوناي پاييز کي منتظر ميمونه کي از سرود بارون کي از ستاره بارون برچسبها: جدایی, اشک تو
برچسبها: اقاقی, مسافر پنجشنبه 1391/02/14 :: 18:4 :: عاشق : yaser
در تمام لحظات مبهم وسرد و دراوج ويراني دلم و در زير خروارها خروار خاك ياس به تو پناه آوردم وتو ويرانه قلبم را دوبار آباد ساختي و لحظات مبهم و سرد را پر از شور ونشاط و مرا كه به مرز نابودي رسيده بودم حيات دوباره بخشيد هر روز طلوع را مي نگرم اما طلوع خورشيد بي تو چه دلگير است و برايم لحظات غروب را تداعي ميكند دلم ميخواهد هر روز در كنارت باشم هر روز و لحظه زندگي ام و در هر طپش قلبم به ياد تو نگاهم را به نگاهت بدوزم ولي تو مثل من نبودي دوست نداشتي مرا ببيني مي گفتي چه سخت است هر بار كه تو را ميبينم دلتنگ تر ازقبل ميشوم آيا اين جواب قانع كننده است؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ نمي دانم شايد چون خودت ميداني وصالمان خيالي بيش نيست نمي خواهي خود را وابسته كني نمي دانم براستي نميدانم بر سر عشق ما چه خواهد آمد ؟ آيا روزگار آن را در زير گامهاي خويش پايمال ميكند؟ يا نه آسمان عشق ما را به افلاك ميبرد؟ نميدانم به خدا نميدانم برچسبها: نامه عاشقانه, عشق, عشقم یکشنبه 1391/02/10 :: 17:45 :: عاشق : yaser
می نویسم از تو
از تو ای شادترین ای تازه ترین ....نغمه عشق تو که سبزترین منظره ای تو که سرشارترین عاطفه را .نزد تو پیدا کردم وتو که سنگ صبورم بودی در تمام لحظاتی که خدا ....شاهد غصه و اندوهم بـــود !بـــه تو می اندیشم !بـــه تو می بالم و از تو می گیرم هر چه انگیزه درونم دارم من شباهنگام آن دم که تو را نزد خود می بینم بهترین آرامش برترین خواهش و احساس نیاز ....در دلم می جوشد !روزها می گذرد .عشق ما رو به خدایی شدن است رو به برتر شدن از هر حسی .که در این عالم خاکی پیداست ![]() دوســــــــــــتت می دارم.....از همین نقطه خاکی تا عرش ![]() دوســــــــــتت می دارم.....از زمین تا به خدا برچسبها: می نویسم از تو, دوستت دارم, عشق مطالب جدايي ها دوستان عشق و نفرت دوستان جدايي ها
|
||